مجموعۀ چهارده
داستان کوتاه که در فاصلۀ سالهای 1351 تا 1379 نوشته شده است:
یک ماجرای ساده ـ
هرپیس ـ برادر ـ نهمین نفر ـ فرشتهها روی زمین ـ انتظار ـ یاد ـ خودکشی ـ
دو زن ـ مادر ـ رنگینکمان ـ نوار گمشده ـ بیرون، پشت در ـ نُروژیها. بار اولش بود که به آمستردام می آمد. خبر آمدن
ما را گویا از رادیو شنیده بود. دانشگاه را رها کرده بود. می گفت:"ُروزه
پنج ساله ام را شکستم." در این مدت، حتی یک سطر هم فارسی نخوانده
بود. سفت وسخت چسبیده بود به درس خواندن . با هیچ کس - نه دوست و آشنا ، نه
خوانواده و خویشاوندی مکاتبه نداشت. می گفت: " از همه بریده ام".